somehow, in some way, in other words, in one way or another
somehow
in some way
in other words
in one way or another
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
اگرچه نام او جنیفر است اما خواهر کوچکش او را جید صدا میزد و بهنوعی نام او ماندگار شده بود.
Although her name is Jennifer, her little sister called her Jade, and somehow the name stuck.
بهنوعی، این تجربه دیدگاه مرا نسبت به زندگی تغییر داد.
In some way, this experience changed my perspective on life.
او تلاش کرد مفهوم را بهنوعی توضیح دهد که همه بتوانند بفهمند.
He tried to explain the concept in other words that everyone could understand.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «بهنوعی» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/بهنوعی