toleration, forbearance
toleration
forbearance
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
تابآوری او از انتقادات این فرصت را داد که نوشتارش بهتر شود.
Her toleration of criticism allowed her to improve her writing.
در طول مذاکرات، تابآوری طرفین باعث رسیدن به یک مصالحه شد.
During the negotiations, forbearance on both sides helped reach a compromise.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «تابآوری» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/تابآوری