facilities, accommodations, comforts, conveniences, fixtures, amenities
facilities
accommodations
comforts
conveniences
fixtures
amenities
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
او طالب کلیهی تسهیلات زندگی مدرن بود.
He wanted all the amenities of modern life.
او در طول بحران مالی به تسهیلات اضافهبرداشت خود متکی بود.
She relied on her overdraft facilities during the financial crisis.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «تسهیلات» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/تسهیلات