آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: یکشنبه ۸ تیر ۱۴۰۴

    حضوری به انگلیسی

    معنی و نمونه‌جمله‌ها

    صفت
    فونتیک فارسی / hozoori /

    face-to-face, one-on-one, person-to-person

    face-to-face

    one-on-one

    person-to-person

    در حضور

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

    آن اولین ملاقات حضوری آن دو مرد بود.

    It was the first face-to-face meeting between the two men.

    کودکان به توجه حضوری نیاز دارند.

    Kids need one-on-one attention.

    پیشنهاد بهبود معانی

    سوال‌های رایج حضوری

    حضوری به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «حضوری» در زبان انگلیسی معمولاً به "in-person" ترجمه می‌شود.

    «حضوری» یکی از واژه‌های کلیدی در توصیف نوع تعامل یا انجام فعالیت‌هاست که بر فیزیکی بودن حضور فرد در یک مکان خاص تأکید دارد. در مقابل آن، معمولاً واژگانی مانند «غیرحضوری»، «آنلاین» یا «مجازی» قرار می‌گیرند. امروزه، با گسترش فناوری و آموزش و ارتباطات از راه دور، مفهوم «حضوری» بار معنایی خاص‌تری پیدا کرده و به‌نوعی نماد تعامل واقعی، ملموس و انسانی‌تر تلقی می‌شود.

    در حوزه‌ی آموزش، کلاس‌های حضوری به آن دسته از جلسات آموزشی گفته می‌شود که دانش‌آموز یا دانشجو به‌طور فیزیکی در فضای آموزشی مانند مدرسه یا دانشگاه حاضر می‌شود. در چنین کلاس‌هایی، ارتباط مستقیم میان معلم و دانش‌آموز وجود دارد و امکان پرسش و پاسخ فوری، مشاهده‌ی زبان بدن، و مشارکت فعال در بحث‌ها بیشتر است. بسیاری از متخصصان تعلیم و تربیت معتقدند که آموزش حضوری، به‌ویژه در سطوح پایه، تأثیر بهتری بر یادگیری و رشد اجتماعی دارد.

    در دنیای کسب‌وکار نیز، جلسات یا مصاحبه‌های حضوری تفاوت قابل‌توجهی با همتایان مجازی خود دارند. در یک جلسه‌ی حضوری، فضا برای ایجاد اعتماد، تحلیل رفتار غیرکلامی طرف مقابل و برقراری ارتباط عمیق‌تر فراهم است. به همین دلیل، با وجود رشد روزافزون ویدئوکنفرانس‌ها، بسیاری از شرکت‌ها همچنان برای امور حساس‌تر، جلسات حضوری را ترجیح می‌دهند. این نوع حضور به تعامل انسانی هویت بیشتری می‌بخشد و معمولاً به شکل‌گیری سریع‌تر ارتباط کمک می‌کند.

    در زندگی روزمره نیز مفهوم «حضوری» ارزش و معنای ویژه‌ای دارد. دیدار حضوری با خانواده، دوستان یا همکاران، به‌ویژه پس از دوره‌های طولانی دوری یا جدایی (مثلاً پس از دوران قرنطینه‌ی کرونا)، نشان‌دهنده‌ی اهمیتی است که افراد برای رابطه‌ی رودررو قائل‌اند. چنین دیدارهایی اغلب با احساسات عمیق‌تر، تماس چشمی واقعی، و تبادل عاطفی مستقیم همراه هستند که در ارتباط‌های مجازی کمتر تجربه می‌شود.

    «حضوری بودن» چیزی فراتر از صرفاً بودن در یک مکان است؛ این واژه نماد تجربه‌ی واقعی، مشارکت فعال، و توجه کامل به لحظه و افراد اطراف است. هرچند جهان به‌سمت دیجیتالی شدن در حرکت است، اما نیاز انسان به حضور فیزیکی، تماس اجتماعی واقعی و تجربه‌ی زنده، همچنان بخشی جدایی‌ناپذیر از ماهیت وجودی او باقی مانده است.

    ارجاع به لغت حضوری

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «حضوری» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/حضوری

    لغات نزدیک حضوری

    • - حضور یافتن
    • - حضورا
    • - حضوری
    • - حضوریابی
    • - حضیض
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.