rural district, a collection of villages
rural district
a collection of villages
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
او سال گذشته به دهستان کوچکی نقلمکان کرد.
She moved to a small rural district last year.
دهستان تراکم جمعیتی کمتری نسبت به شهر دارد.
The rural district has a lower population density than the city.
خانوادههای زیادی در دهستان دامپروری میکنند.
Many families in the rural district raise livestock.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «دهستان» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/دهستان