حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
runner, running
runner
running
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
او در میان پنج دونده اول شد.
He was first in a field of five runners.
ماراتن با حضور صدها دونده آغاز شد.
The marathon kicked off with hundreds of runners.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «دونده» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/دونده