آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: چهارشنبه ۶ خرداد ۱۴۰۵

      دیگه به انگلیسی

      توضیحات:

      شکل رسمی این لغت: دیگر

      معنی و نمونه‌جمله

      صفت
      فونتیک فارسی / dige /

      عامیانه anymore

      anymore

      دیگر، باز هم
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      لازم نیست دیگه توضیح بدی؛ چون من وضعیت را کاملاً درک می‌کنم.

      You don't need to explain anymore because I completely understand the situation.

      به درک، دیگه برام مهم نیست.

      Heck, I don't even care anymore.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      دیگه نمی‌خوام با اون کیر خر کار کنم.

      I don't want to work with that dick anymore.

      صفت
      فونتیک فارسی / dige /

      عامیانه other, another, a different one

      other

      another

      a different one

      متفاوت با آن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      یه جور دیگه بیان می‌کنم، جناب وکیل.

      I'll put it another way, counselor.

      «می‌شه یه تیکه کیک دیگه بردارم؟» «البته، بفرمایید.»

      "May I have another slice of cake?" "Of course, help yourself."

      صفت
      فونتیک فارسی / dige /

      عامیانه more, extra, further, else, again

      more

      extra

      further

      else

      again

      بیش از آن

      تماشاگران شروع کردند به خواندن: «یه گل دیگه بزن، یه گل دیگه بزن!»

      The spectators broke into a chant: "one more goal, one more goal!"

      دیگه نمی‌تونم راه برم، هلاک شدم.

      I can't walk any further - I'm pooped!

      صفت
      فونتیک فارسی / dige /

      عامیانه next, the other, another, the second, after, else, following, alternative

      next

      the other

      another

      the second

      after

      else

      following

      alternative

      بعدی

      هفته‌ی دیگه میری تعطیلات؟ خوش به حالت!

      You’re going on vacation next week? Good for you!

      نمی‌خوام یه روز دیگه رو توی این تیمارستان بگذرونم.

      I don’t want to spend another night in this nuthouse.

      صفت
      فونتیک فارسی / dige /

      عامیانه after this, more (than this), no more, no longer

      after this

      more

      no more

      no longer

      ازاین‌پس

      مردم دیگه فکر نمی‌کنن که بازی‌های کامپیوتری فقط برای آدم‌های به‌دردنخوره.

      People no longer think that computer games are just for saddos.

      اون دیگه هیچ بهونه‌ای رو تحمل نمی‌کنه.

      She won't be tolerating any more excuses after this.

      پیشنهاد بهبود معانی

      ارجاع به لغت دیگه

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «دیگه» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/دیگه

      لغات نزدیک دیگه

      • - دیگرندارم
      • - دیگری
      • - دیگه
      • - دیل
      • - دیل هسیرش در حرارت سنج
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      unobtainable unexplored wilderness undernourished undeniable tulsa tsunami loyalty himself hit home hit the jackpot hold onto homie honesty is the best policy honeybunch hooray چوب مسگر متلک تمرهندی خودفروشی کردن در کونی کوزه یکتا یک ششم یخچال‌فریزر گوزن شمالی گنده گل‌فروش گرما گرانول
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.