clay, argil, pottery soil
clay
argil
pottery soil
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
مهندس خاک رست و آب را تبدیل به دوغاب کرد.
The engineer slurred the clay and water.
هنرمند گِل رس را بهصورت مجسمه درآورد.
The artist molded the clay into a sculpture.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «رست» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/رست