ادبی to live, to exist, to subsist, to inhabit, to breath, to dwell
to live
to exist
to subsist
to inhabit
to breath
to dwell
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
در صلح و آرامش زیستن
to live in peace and tranquility
برای راحت زیستن
in order to exist comfortably
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «زیستن» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/زیستن