to intrigue, to scheme, to undermine, to conspire, to machinate, to snitch, to plot (against)
to intrigue
to scheme
to undermine
to conspire
to machinate
to snitch
to plot
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
او سوسه میآید تا شورا را برکنار کند.
He is scheming to overthrow the council.
او پشت سر همکارانش سوسه میآید تا ترفیع را به دست آورد.
She quietly schemed behind her colleagues’ backs to secure the promotion.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «سوسه آمدن» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/سوسه آمدن