small horn, small branch, horn
small horn
small branch
horn
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
او ترک بسیار کوچکی روی شاخک کوچک کرگدن مشاهده کرد.
She noticed a tiny crack on the small horn of the rhinoceros.
یک شاخک درخت هنگام طوفان شکست.
A small branch broke off the tree during the storm.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «شاخک» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/شاخک