pragmatic
pragmatic
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
ما به یک راهحل عملگرایانه نیاز داریم که نیازهای فوری جامعه را برطرف کند.
We need a pragmatic solution that addresses the immediate needs of the community.
رویکرد عملگرایانه او در حل مسئله به این معنی بود که او روی چیزهایی تمرکز میکرد که جواب میدادند، نه فقط چیزهایی که روی کاغذ خوب به نظر میرسیدند.
Her pragmatic approach to problem-solving meant she focused on what worked, not just what looked good on paper.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «عملگرایانه» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/عملگرایانه