آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

مبادله کردن به انگلیسی

معنی‌ها

bandy, barter, change, commute, exchange, interchange, reciprocate, trade

bandy

barter

change

commute

exchange

interchange

reciprocate

trade

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

خرید اشتراک فست دیکشنری

convert

convert

عامیانه switch

switch

پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد مبادله کردن

با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

مترادف:

ارجاع به لغت مبادله کردن

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «مبادله کردن» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/مبادله کردن

لغات نزدیک مبادله کردن

پیشنهاد بهبود معانی