to address, to direct one's remarks to
to address
to direct one's remarks to
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
دختر با گستاخی مادربزرگ خود را مخاطب قرار داد.
The girl addressed her grandmother audaciously.
روی بلندی ایستاد و سربازان را مخاطب قرار داد.
He stood on a rise and addressed the soldiers.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «مخاطب قرار دادن» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/مخاطب قرار دادن