refunded, returned, given back, restored, reimbursed
refunded
returned
given back
restored
reimbursed
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
پساز تعویق کنسرت، دارندههای بلیط مبلغ مسترد را دریافت کردند.
After the concert was postponed, the ticket holders received a refunded amount.
وجوه مسترد به حساب امانی واریز شد.
The reimbursed funds were deposited into the escrow account.
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «مسترد» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/مسترد