آیکن بنر

ابزارها و امکانات بیشتر در نسخه‌ی جدید اپ اندروید و آیفون

ابزارها و امکانات بیشتر در نسخه‌ی جدید اپ

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۵ کلمه انگلیسی که در طول زمان تغییر معنی دادند ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: پنج‌شنبه ۸ خرداد ۱۴۰۴

      موتورسواری کردن به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      فعل متعدی
      فونتیک فارسی / motorsavaari kardan /

      to motorcycle

      to motorcycle

      راندن موتورسیکلت

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جواهرات نقره شخصی‌سازی شده
      بهبود گرامر با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رفع خطاهای گرامری و نشانه‌گذاری
      امتحان کن

      من هر آخرهفته در شهر موتورسواری می‌کنم.

      I motorcycle around the city every weekend.

      او هر صبح برای باز کردن ذهنش موتورسواری می‌کند.

      He motorcycles every morning to clear his mind.

      پیشنهاد بهبود معانی

      سوال‌های رایج موتورسواری کردن

      موتورسواری کردن به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «موتورسواری کردن» در زبان انگلیسی معمولاً to ride a motorcycle یا motorcycling ترجمه می‌شود.

      موتورسواری به معنای سوار شدن و هدایت یک موتورسیکلت است و ترکیبی از مهارت، تمرکز، و احساس آزادی را به همراه دارد. بسیاری از افراد موتورسواری را نه‌تنها به‌عنوان یک وسیله‌ی حمل‌ونقل سریع و مقرون‌به‌صرفه، بلکه به‌عنوان یک فعالیت هیجان‌انگیز و حتی نوعی سبک زندگی می‌دانند.

      برخلاف رانندگی خودرو که در فضای بسته انجام می‌شود، موتورسواری تماس مستقیم‌تری با محیط اطراف ایجاد می‌کند و باعث می‌شود فرد تمام توجه و واکنش خود را به کار گیرد.

      یادگیری موتورسواری نیازمند آموزش دقیق، تمرین مداوم، و رعایت اصول ایمنی است. کنترل تعادل، تغییر دنده، استفاده درست از ترمزها، و واکنش سریع در شرایط پیش‌بینی‌نشده از جمله مهارت‌های پایه برای یک موتور‌سوار است. به‌علاوه، استفاده از تجهیزات ایمنی مانند کلاه کاسکت، دستکش، لباس مناسب و کفش‌های مقاوم از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است و می‌تواند در بسیاری از تصادف‌ها جان فرد را نجات دهد.

      در فرهنگ عامه، موتورسواری گاهی با ماجراجویی، آزادی، و حتی شورش یا استقلال‌طلبی همراه است. فیلم‌ها، موسیقی‌ها، و داستان‌های زیادی وجود دارند که شخصیت‌های اصلی آن‌ها با موتور در جاده‌ها سفر می‌کنند، از روزمرگی فرار می‌کنند یا به دنبال کشف خود هستند. در ورزش نیز، شاخه‌هایی مانند موتورکراس، موتورسواری سرعت، و رالی با موتورسیکلت طرفداران زیادی دارند و نشان‌دهنده‌ی توانایی‌های فنی و بدنی بالای شرکت‌کنندگان هستند.

      ارجاع به لغت موتورسواری کردن

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «موتورسواری کردن» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/موتورسواری کردن

      لغات نزدیک موتورسواری کردن

      • - موتورسوار
      • - موتورسواری
      • - موتورسواری کردن
      • - موتورسیکلت
      • - موتورگازی
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۵ کلمه انگلیسی که در طول زمان تغییر معنی دادند

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      loco auto sunscreen grundnorm cyst fishhook exchangee panto ped post pro UN Fri. Prot start-up شکست غصب شیرجه شیرجه رفتن مسیر پرتابی طوفان فکری مصفا کردن معارفه‌ای معالجه‌ناپذیر کاوش ملخ رشوه مایع همبستگی جلق
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.