viewer, watcher, onlooker
viewer
watcher
onlooker
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
نگرنده نمیتوانست در برابر جذابیت تماشای کل سریال در یک بار مقاومت کند.
The watcher couldn't resist the allure of binge-watching an entire series in one sitting.
پلتفرم پخش زنده از نگرندگان دعوت میکند تا به بحث بپیوندند.
The live‑streaming platform invites viewers to join the discussion.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «نگرنده» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/نگرنده