آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

وزنه‌برداری به انگلیسی

معنی و نمونه‌جمله‌ها

اسم
فونتیک فارسی / vaznebardaari /

ورزش weightlifting

weightlifting

بلند کردن وزنه

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در ایکس

از تماشای مسابقات وزنه‌برداری حرفه‌ای در تلویزیون لذت می‌برم.

I enjoy watching professional weightlifting competitions on TV.

او در المپیک مدال طلای وزنه‌برداری را برد.

He won the gold medal in weightlifting at the Olympics.

پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت وزنه‌برداری

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «وزنه‌برداری» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/وزنه‌برداری

لغات نزدیک وزنه‌برداری

پیشنهاد بهبود معانی