آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

پرتکاپو به انگلیسی

معنی‌ها

active, busy, dynamo, energetic, hard, hectic, hot, strenuous, vivid, dynamic, hyperactive

active

busy

dynamo

energetic

hard

hectic

hot

strenuous

vivid

dynamic

hyperactive

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

هوش مصنوعی فست دیکشنری

عامیانه hard-hitting

hard-hitting

پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت پرتکاپو

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «پرتکاپو» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/پرتکاپو

لغات نزدیک پرتکاپو

پیشنهاد بهبود معانی