overturned, upside down, headlong, topsy-turvy, cartwheel, dive, somersault, head over heels
overturned
upside down
headlong
topsy-turvy
cartwheel
dive
somersault
head over heels
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
کودک هیجانزده کلهمعلقی روی فرش اتاق نشیمن انجام داد.
The excited child did a somersault across the living room carpet.
بطری کلهمعلق در اثر برخورد شکسته شد و محتویات آن را به همهجا پخش کرد.
The overturned barrel shattered on impact, scattering its contents everywhere.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «کلهمعلق» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/کلهمعلق