immigrant, emigrant, settler, nomad
immigrant
emigrant
settler
nomad
بسیاری از کوچنشینها برای پیدا کردن فرصتهای شغلی بهتر در شهر مستقر میشوند.
Many immigrants settle in the city to find better job opportunities.
کوچنشینها معمولاً در هنگام ورود با موانع زبان مواجه میشوند.
Immigrants often face language barriers when they first arrive.
colony, immigrant
colony
immigrant
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
پساز جنگ، بسیاری از خانوادهها کوچنشین جدیدی تشکیل دادند.
After the war, many families formed a new colony.
دولت رشد کوچنشین را تشویق کرد.
The government encouraged the growth of the colony.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «کوچنشین» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/کوچنشین