ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
خرید اشتراک

لینک مطلب کپی شد

۱۸

به‌روزرسانی ۲ بهمن ۱۴۰۳

انتشار ۵ اردیبهشت ۱۴۰۳

کالوکیشن‌ (Collocation) در انگلیسی

در جدول زیر برخی از لغات کالوکیشن‌ها قرار گرفته است. برای مشاهده‌ی لیست کامل لغات (تخصصی) کلیک کنید.

مشاهده

لغت
معنی

catch sight of

- در یک نظر دیدن، ناگهان دیدن

chair umpire

- داور صندلی (داوری که در صندلی بلند کنار زمین نشسته و قوانین بازی را کنترل می‌کند)

change of venue

- تغییر محل دادگاه

chess master

- استاد شطرنج

chess match

- مسابقه‌ی شطرنج

chess piece

- مهره‌ی شطرنج

chess player

- شطرنج‌باز، بازیکن شطرنج

come alive

- جان گرفتن، سرحال آمدن

come to an end

- خاتمه یافتن، پایان یافتن

daily life

- زندگی روزمره

لغت
معنی

day trip

- سفر یک روزه

dead end

- بن‌بست (وضعیتی که در آن امیدی به پیشرفت وجود ندارد)

declare war

- اعلان جنگ دادن، اعلام جنگ کردن

do well

- خوب (یا سالم) بودن

face down

- از رو بردن، از جلو کسی درآمدن

false teeth

- دندان مصنوعی (به‌ویژه اگر یک دست کامل باشد)

far better

- خیلی بهتر، بسیار نیکوتر

fast food

- غذای فوری، فست‌فود

free spirit

- انسان آزاد، آزاده، آزادمنش، آزادیخواه

get married

- ازدواج کردن

کالوکیشن چیست؟

کالوکیشن «ترکیبی قابل پیش‌بینی از کلمات» است که می‌توانند از هر نوع کلمه‌ای مانند فعل، اسم، قید و صفت ساخته شوند. هیچ قاعده‌ای برای collocation در زبان انگلیسی وجود ندارد، آنها فقط ترکیبی از کلمات هستند که می‌توانیم با آنها آشنا شویم و سپس به درستی استفاده کنیم.

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

هوش مصنوعی فست دیکشنری

نظرتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نظرات (۱۸)