آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: دوشنبه ۷ اردیبهشت ۱۴۰۵

      احوال به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / ahvaal /

      health, mood

      health

      mood

      چگونگی وضعیت جسمی و روحی
      بهبود گرامر با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رفع خطاهای گرامری و نشانه‌گذاری
      امتحان کن

      او پس‌از تصادف ناخوش‌احوال بود.

      She was in poor health after the accident.

      دکتر درباره‌ی احوال زندگی من و وضعیت کلی سلامتیم سوال کرد.

      The doctor asked about my living mood and general health.

      اسم جمع
      فونتیک فارسی / ahvaal /

      conditions, qualities

      conditions

      qualities

      حال‌ها

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی

      احوال روانی او از زمانی که درمان را شروع کرده، به‌طور قابل توجهی بهبود یافته است.

      Her mental condition has improved significantly since she started therapy.

      لطفاً هرگونه تغییر در احوال جسمانی خود را فوراً به پرستار گزارش دهید.

      Please report any changes in your physical condition to the nurse immediately.

      اسم
      فونتیک فارسی / ahvaal /

      conditions, situations, states, circumstances, quiddity

      conditions

      situations

      states

      circumstances

      quiddity

      وضعیت کاروبار

      با توجه به احوال موجود، تصمیم گرفتیم سفر را موکول کنیم.

      Given the circumstances, we decided to postpone the trip.

      او خود را در احوال دشواری در محل کار یافت.

      He found himself in a difficult states at work.

      اسم
      فونتیک فارسی / ahvaal /

      biography, events

      biography

      events

      سرگذشت

      او احوال مفصلی از شاعر مشهور نوشت.

      She wrote a detailed biography of the famous poet.

      خواندن احوالش به من کمک کرد انگیزه‌هایش را بهتر درک کنم.

      Reading her biography helped me understand her motivations better.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد احوال

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      حال
      مترادف:
      اعمال حالات
      مترادف:
      اوضاع
      مترادف:
      سرگذشت

      سوال‌های رایج احوال

      احوال یا اهوال — کدام درست است؟

      هر دو واژه «احوال» و «اهوال» در زبان فارسی وجود دارند، اما معنی و کاربرد متفاوتی دارند.

      «احوال» جمع «حال» به معنی وضعیت، وضعیت جسمی یا روحی، حال و شرایط است و بسیار رایج و معیار در زبان فارسی است.

      «اهوال» جمع «هول» به معنی ترس‌ها، هراس‌ها و وحشت‌هاست و کمتر کاربرد عمومی دارد و بیشتر در متون ادبی یا متون دینی دیده می‌شود.

      پس اگر منظور شما وضعیت یا حالات است، «احوال» شکل درست و رایج است. اگر منظور ترس‌ها و هراس‌ها باشد، «اهوال» صحیح است، اما این دو واژه معنی متفاوتی دارند و کاربردشان هم متفاوت است.

      ارجاع به لغت احوال

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «احوال» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/احوال

      لغات نزدیک احوال

      • - احمقانه جلوه دادن
      • - احمقانه خیره شدن
      • - احوال
      • - احوال‌پرسی
      • - احوال پرسی کردن
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت sympathy و empathy چیست؟

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      just about dyskinesia dreamboat wind-wing surrogacy fv redwood baobab chestnut mahogany palm hickory olive banyan acacia اکرم باختری گوش‌نواز کتابخانه سیار چیز ناشناخته پنیر گرویر پس انداز کننده هلیوم هشت سطحی نقض عهد کردن نره گاو مصونیت دادن به مهماندوستی مشعوف بودن غمگین شدن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.