health, mood
health
mood
او پساز تصادف ناخوشاحوال بود.
She was in poor health after the accident.
دکتر دربارهی احوال زندگی من و وضعیت کلی سلامتیم سوال کرد.
The doctor asked about my living mood and general health.
conditions, qualities
conditions
qualities
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
احوال روانی او از زمانی که درمان را شروع کرده، بهطور قابل توجهی بهبود یافته است.
Her mental condition has improved significantly since she started therapy.
لطفاً هرگونه تغییر در احوال جسمانی خود را فوراً به پرستار گزارش دهید.
Please report any changes in your physical condition to the nurse immediately.
conditions, situations, states, circumstances, quiddity
conditions
situations
states
circumstances
quiddity
با توجه به احوال موجود، تصمیم گرفتیم سفر را موکول کنیم.
Given the circumstances, we decided to postpone the trip.
او خود را در احوال دشواری در محل کار یافت.
He found himself in a difficult states at work.
biography, events
biography
events
او احوال مفصلی از شاعر مشهور نوشت.
She wrote a detailed biography of the famous poet.
خواندن احوالش به من کمک کرد انگیزههایش را بهتر درک کنم.
Reading her biography helped me understand her motivations better.
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
هر دو واژه «احوال» و «اهوال» در زبان فارسی وجود دارند، اما معنی و کاربرد متفاوتی دارند.
«احوال» جمع «حال» به معنی وضعیت، وضعیت جسمی یا روحی، حال و شرایط است و بسیار رایج و معیار در زبان فارسی است.
«اهوال» جمع «هول» به معنی ترسها، هراسها و وحشتهاست و کمتر کاربرد عمومی دارد و بیشتر در متون ادبی یا متون دینی دیده میشود.
پس اگر منظور شما وضعیت یا حالات است، «احوال» شکل درست و رایج است. اگر منظور ترسها و هراسها باشد، «اهوال» صحیح است، اما این دو واژه معنی متفاوتی دارند و کاربردشان هم متفاوت است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «احوال» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/احوال