believer, faithful, committed, pious, devoted, devout
believer
faithful
committed
pious
devoted
devout
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
آنها خانوادهای باایمان هستند که همیشه در کلیسا حضور دارند.
They are a faithful family, always attending church.
او یک مرد باایمان با ایمانی قوی است.
He is a believer man with strong faith.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «باایمان» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/باایمان