higher, upper, topper, above, excelsior, past, superior, supra-
higher
upper
topper
above
excelsior
past
superior
supra-
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
هوش او بالاتر از حد متوسط است.
Her intelligence is above average.
ارتفاعات بالاتر
higher altitudes
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «بالاتر» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/بالاتر