dethronement
dethronement
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
برکنارسازی پادشاه تمام ملت را شوکه کرد.
The dethronement of the king shocked the entire nation.
برکنارسازی او پایان یک دوران را رقم زد.
His dethronement marked the end of an era.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «برکنارسازی» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/برکنارسازی