آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: یکشنبه ۷ دی ۱۴۰۴

      به‌طور متغیر به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      قید
      فونتیک فارسی / be tore moteghayyer /

      mutably, variably

      mutably

      variably

      به‌طور تغییرپذیر

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      قیمت سهام به‌طور متغیر در واکنش به اخبار حرکت کرد.

      The stock prices moved mutably in response to the news.

      رطوبت در اتاق در طول روز به‌طور متغیر نوسان داشت.

      The humidity in the room fluctuated variably over the course of the day.

      پیشنهاد بهبود معانی

      سوال‌های رایج به‌طور متغیر

      به طور متغیر به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «به طور متغیر» در زبان انگلیسی به variably یا changeably ترجمه می‌شود.

      این اصطلاح به حالتی اشاره دارد که در آن پدیده‌ها، شرایط یا ویژگی‌ها همواره ثابت و یکنواخت نیستند، بلکه قابلیت دگرگونی، تحول و نوسان دارند. هنگامی که چیزی «به طور متغیر» توصیف می‌شود، معنایش این است که ثبات مطلق در آن وجود ندارد و تحت تأثیر عوامل بیرونی یا درونی می‌تواند دچار دگرگونی شود. ازاین‌رو، این عبارت در حوزه‌های گوناگون از علوم طبیعی و اجتماعی گرفته تا مباحث فلسفی و ادبی، ابزاری دقیق برای بیان مفهوم پویایی و دگرگونی است.

      از دیدگاه زبانی، «به طور متغیر» واژه‌ای است که بار معنایی سیالیت و انعطاف را در خود دارد. این اصطلاح نه تنها بیانگر امکان تغییر است، بلکه به نوعی بر تنوع و گوناگونی نتایج و حالات نیز تأکید دارد. به‌کارگیری آن در جمله باعث می‌شود که شنونده یا خواننده دریابد با موضوعی روبه‌رو است که از قطعیت و یکنواختی فاصله دارد و همواره امکان دگرگونی در آن وجود دارد.

      در متون علمی، این عبارت به‌ویژه در توصیف پدیده‌های طبیعی یا آزمایشگاهی اهمیت می‌یابد. برای نمونه، شرایط آب‌وهوایی، واکنش‌های شیمیایی یا رفتار موجودات زنده اغلب «به طور متغیر» رخ می‌دهند، زیرا عوامل متعدد و پیچیده‌ای بر آنها اثر می‌گذارند. در این زمینه، این اصطلاح به دانشمندان امکان می‌دهد تا ناپایداری و دگرگونی را به‌طور دقیق‌تر توصیف کنند.

      در زندگی روزمره و روابط انسانی نیز «به طور متغیر» می‌تواند به ویژگی‌های رفتاری، احساسات یا تصمیمات افراد اشاره داشته باشد. انسان‌ها بر اساس شرایط مختلف، حالات روحی یا محیط پیرامون، واکنش‌هایی متفاوت و تغییرپذیر از خود نشان می‌دهند. در اینجا، این عبارت به ما یادآوری می‌کند که رفتار و حالات انسانی ثبات مطلق ندارند و همواره در معرض تحول‌اند.

      از منظر فرهنگی و فلسفی، «به طور متغیر» سخن گفتن بیانگر پذیرش ذات متغیر جهان است. بسیاری از سنت‌های فکری و هنری بر این نکته تأکید داشته‌اند که زندگی، طبیعت و حتی اندیشه‌ها همواره در حال تغییرند و هیچ چیز به‌طور مطلق ثابت نمی‌ماند. در چنین بافتی، این اصطلاح تنها یک عبارت توصیفی نیست، بلکه انعکاسی از نگرش انسان به پویایی و دگرگونی بی‌پایان جهان محسوب می‌شود.

      ارجاع به لغت به‌طور متغیر

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «به‌طور متغیر» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/به‌طور متغیر

      لغات نزدیک به‌طور متغیر

      • - به طور متشابه
      • - به طور متصل
      • - به‌طور متغیر
      • - به طور متفاوت
      • - به طور متقابل
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      volume vivisect visa vina vicariously vibraphone verbiage potent velázquez urbanization urawa upscale up-to-date unseen unsolved میخ کوبیدن ناخن‌کار ناخوانا نامعلوم نامدار ناهمواری ناواضح نخل پزشک یار چشم‌انداز چشم‌به‌راه چندش‌آور چندین دفعه چه طور چهره
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.