troll
troll
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
تیم باستانشناسی گشتزنی گستردهای در محل حفاری انجام داد و هر شیء کشفشده را با دقت مستندسازی کرد.
The archaeological team conducted an extensive troll of the excavation site, meticulously documenting every artifact discovered.
پساز طوفان، ما برای پرسه در امتداد ساحل رفتیم و بهدنبال صدفها و چوبهای دریایی جالب گشتیم.
After the storm, we went for a troll along the beach, looking for interesting shells and driftwood.
جستوجوی اولیهی افکار عمومی نشاندهندهی تغییر قابل توجهی در ترجیحات مصرفکنندگان بهسمت محصولات پایدار ازنظر زیستمحیطی بود.
The initial troll of public opinion indicated a significant shift in consumer preferences towards environmentally sustainable products.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «ترول» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/ترول