to form, to organize, to establish, to constitute, to frame, to compose, to comprise
to form
to organize
to establish
to constitute
to frame
to compose
to comprise
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
به هم پیوستن اتمها، مولکولها را تشکیل میدهد.
Atoms combine to form molecules.
آنها یک حزب سیاسی جدید تشکیل دادهاند.
They have organized a new political party.
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «تشکیل دادن» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/تشکیل دادن