آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: سه‌شنبه ۱۵ آذر ۱۴۰۱

      تعادل به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / ta'aadol /

      balance, equilibrium, equation, counterpoise, equipoise

      balance

      equilibrium

      equation

      counterpoise

      equipoise

      توازن، هم‌وزنی، هم‌سنگی، برابری

      با هدف ایجاد تعادل میان عرضه و تقاضا

      in order to establish balance between supply and demand

      تعادل برقرار کردن

      to balance, to equilibrate, to make par, to establish (or restore) equilibrium

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      باید میان درآمد و هزینه‌های خود تعادل برقرار کنم.

      I must create a balance between my income and my expenditures

      تعادل خود را از دست دادن

      to lose one's balance or equilibrium

      تعادل خود را حفظ کردن

      to keep one's balance, to maintain one's equilibrium

      تعادل داشتن

      to have balance, to have equilibrium

      وزنه‌ی تعادل

      counterbalance, counterpoise

      دارای تعادل/ متعادل

      equilibrant, stable, balance, equable, modest, stabilized, equipoised, symmetrical, balanced, counterbalanced, tempered, well-adjusted, composed, moderate, even-tempered, levelheaded, even, level, restrained, rounded, sane, well-balanced, equi-

      اسم
      فونتیک فارسی / ta'aadol /

      temperance, moderation, composure, temperateness, avoidance of extremes, golden mean, self-possession, tranquility, equanimity, calmness

      temperance

      moderation

      composure

      temperateness

      avoidance of extremes

      golden mean

      self-possession

      tranquility

      equanimity

      calmness

      میانه‌روی، اعتدال

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      در هر کاری باید از تعادل پیروی کرد

      one must follow moderation in everything

      تعادل در همه چیز.

      Moderation in all things.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد تعادل

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      اعتدال بالانس برابری تساوی تراز ترازمندی توازن معادله موازنه همانی هم چندی
      مترادف:
      برابر شدن معادل‌بودن

      ارجاع به لغت تعادل

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «تعادل» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/تعادل

      لغات نزدیک تعادل

      • - تظلم
      • - تظلم کردن
      • - تعادل
      • - تعادل برقرار کردن
      • - تعادل خود را حفظ کردن
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.