ریاضی difference
difference
تفاضل اعداد ترتیبی
difference of ordinals
در پایان فصل، تفاضل گل میتواند عامل تعیینکننده باشد.
Goal difference could be the deciding factor at the end of the season.
excess, overplus, nimiety
excess
overplus
nimiety
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
او تفاضل پول را در حساب پسانداز خود نگه داشت.
She kept an excess of money in her savings account.
تفاضل فروش سه ماههی گذشته برای ارتقای زیرساخت فناوری اطلاعات سرمایهگذاری شد.
The overplus from last quarter’s sales was invested in upgrading the IT infrastructure.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «تفاضل» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/تفاضل