آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

تماشاخانه به انگلیسی

معنی و نمونه‌جمله

اسم
فونتیک فارسی / tamaashaa khaane /

theater, theatre, playhouse

theater

theatre

playhouse

محل تئاتر

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

شهر نیویورک تماشاخانه‌های فراوانی دارد.

New York City has lots of playhouses

پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت تماشاخانه

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «تماشاخانه» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/تماشاخانه

لغات نزدیک تماشاخانه

پیشنهاد بهبود معانی