offensive, aggressive, invasive
offensive
aggressive
invasive
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
سبک دویدن قوی و توانایی این هافبک نفوذی، او را به بازیکنی کلیدی در استراتژی تهاجمی تیم تبدیل کرد.
The tailback's strong running style and ability made him a key player in the team's offensive strategy.
اقتدار تهاجمی
aggressive forcefulness
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «تهاجمی» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/تهاجمی