حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
espionage, spying, undercover work
espionage
spying
undercover work
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
او با جاسوسی برای دشمن به کشور خود آسیب فراوانی وارد کرد.
He did his country a great disservice by spying for the enemy.
شبکهی جاسوسی
an espionage network
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «جاسوسی» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/جاسوسی