آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: سه‌شنبه ۲۱ بهمن ۱۴۰۴

      جور به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم صفت
      فونتیک فارسی / joor /

      type, kind, sort

      type

      kind

      sort

      نوع
      توسعه با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن کوتاهت رو کامل‌تر کن
      امتحان کن

      این جور آدم

      this type of person

      این چه جور حرف زدنه!

      What kind of talking is this!

      اسم صفت
      فونتیک فارسی / joor /

      way, method, manner, mode

      way

      method

      manner

      mode

      روش

      یک جور دیگر بیان می‌کنم، جناب وکیل.

      I'll put it another way, counselor.

      این جور پخت‌وپز بسیار محبوب است.

      This method of cooking is very popular.

      اسم
      فونتیک فارسی / jor /

      opression, cruelty, tyranny, maltreatment, mistreatment, abuse, inhumanity

      opression

      cruelty

      tyranny

      maltreatment

      mistreatment

      abuse

      inhumanity

      ستم

      جور و ستم می‌تواند روح یک ملت را بشکند.

      Oppression can break the spirit of a nation.

      جور حاکم ناعادل رنج زیادی به بار آورد.

      The cruelty of the unjust ruler caused great suffering.

      اسم صفت
      فونتیک فارسی / joor /

      عامیانه all right, fine, good, fit, hunky-dory, satisfactory

      all right

      fine

      good

      fit

      hunky-dory

      satisfactory

      طبق دلخواه

      در نهایت همه‌چیز جور خواهد شد.

      Everything will be all right in the end.

      بعداز جلسه، همه‌چیز با پروژه جور بود.

      After the meeting, everything was hunky-dory with the project.

      اسم صفت
      فونتیک فارسی / joor /

      عامیانه compatible, harmonious, synchronous, assortative, accordant

      compatible

      harmonious

      synchronous

      assortative

      accordant

      سازگار

      جور بودن این زوج است که رابطه‌شان را قوی می‌کند.

      The couple’s compatible is what makes their relationship strong.

      جور بودن بین دو هنرمند منجر به همکاری موفقی شد.

      The accordant between the two artists led to a successful collaboration.

      اسم صفت
      فونتیک فارسی / joor /

      (classification of plants and animals) variety

      variety

      (رده‌بندی گیاهان و جانوران) پایین‌تر از گونه

      موزه مجموعه‌ای از جورها را که طبقه‌بندی گیاهان و حیوانات را نشان می‌داد به نمایش گذاشت.

      The museum displayed a variety of specimens illustrating the classification of plants and animals.

      در اکوسیستم‌های مختلف، جورهای زیادی در طبقه‌بندی گیاهان و حیوانات وجود دارد.

      There is a great variety in the classification of plants and animals across different ecosystems.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد جور

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      قبیل قسم گونه نوع
      متضاد:
      ناجور
      مترادف:
      شق شیوه طور نحو نمط نوع نهج وجه
      مترادف:
      سازگار متناسب موافق هماهنگ
      مترادف:
      شبیه مانند متشابه مثل
      مترادف:
      جفت مرتب
      مترادف:
      بیداد جفا ستم ظلم
      متضاد:
      داد عدل مهر
      مترادف:
      خط لب جام

      ارجاع به لغت جور

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «جور» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/جور

      لغات نزدیک جور

      • - جودوسر
      • - جودوسری
      • - جور
      • - جور آمدن با
      • - جور بودن
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.