آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: پنج‌شنبه ۳ مهر ۱۴۰۴

      جفت به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم صفت
      فونتیک فارسی / joft /

      couple, double, twin, duplicate, engaged, doublet, conjugate, duo, match, even, twosome, mate

      couple

      double

      twin

      duplicate

      engaged

      doublet

      conjugate

      duo

      match

      even

      twosome

      mate

      دارای دو چیز یکسان

      یک جفت کتاب بزرگ و سنگین

      a couple of big, hefty books

      بار اولی که تاس ریخت جفت پنج آورد.

      He had double fives on the first cast.

      اسم
      فونتیک فارسی / joft /

      mate, couple, partner (in marriage), spouse

      mate

      couple

      partner

      spouse

      پارتنر، همسر

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      جفت تازه‌ازدواج‌کرده

      a newlywed couple

      نغمه‌ی حزن‌انگیز پرنده‌ای که جفت خود را از دست داده است.

      The dismal song of a bird that has lost her mate.

      اسم
      فونتیک فارسی / joft /

      کالبدشناسی placenta, afterbirth

      placenta

      afterbirth

      اندام تغذیه‌کننده‌ی جنین

      سیاه‌رگ نافی وظیفه‌ی حمل خون غنی از اکسیژن از جفت به جنین را بر عهده دارد.

      The umbilical vein is responsible for carrying oxygen-rich blood from the placenta to the fetus.

      بعداز زایمان جفت از بدن مادر خارج می‌شود.

      After childbirth, the placenta is expelled from the mother's body.

      سازه‌ی پیوندی
      فونتیک فارسی / joft- /

      a combining form (meaning: pair, couple, placenta)

      a combining form

      دوتا

      جفت‌گیری

      pairing

      جفت‌جفت

      in pairs

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد جفت

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      خمیده کج
      مترادف:
      چوب‌بست
      مترادف:
      سقف
      مترادف:
      زن زوجه زوج همسر
      متضاد:
      تک طاق فرد
      مترادف:
      جور
      مترادف:
      مانند مثل
      مترادف:
      عدیل لنگه
      مترادف:
      بغل کنار
      مترادف:
      مزدوج

      ارجاع به لغت جفت

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «جفت» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/جفت

      لغات نزدیک جفت

      • - جفاکار
      • - جفاکاری
      • - جفت
      • - جفت بودن
      • - جفت‌جفت
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      squishy hawkish dovish Northern Lights anesthetic turn away do up feat gild talisman whether greyhound standard deviation cartogram provide relief زمین مسابقه زمین‌بازی زمین خوردن زن ستیزانه زنبور عسل زنگ زنگوله زن‌ستیز زودگذر زیتون زیر پا گذاشتن زیرسیگاری زیرنویس زیر شاخه زیرنویس فیلم
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.