roof, ceiling, arch, vault
roof
ceiling
arch
vault
برف سنگین بود و طاق فرو ریخت.
The snow was heavy and the ceiling gave.
این شاهتیر همهی وزن طاق را نگه میدارد.
This beam bears all of the roof's weight.
odd, single
odd
single
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
فروشگاه قطعات طاق جواهرات را با قیمت کمتر میفروشد.
The store sells single pieces of jewelry for less.
او یک طاق بلیط کنسرت خرید.
He bought a single ticket to the concert.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «طاق» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/طاق