آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

تا به انگلیسی

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

اسم حرف اضافه حرف ربط
فونتیک فارسی / taa /

a word indicating (means: unit, number)

a word indicating

شماره، تعداد

دو تا از دانشجویان دختر اهل مصر بودند.

Two of the coeds were from Egypt.

سه تا از بزرگترین‌ها

the big three

اسم
فونتیک فارسی / taa /

fold, crease, tuck, pleat, plait, crimp

fold

crease

tuck

pleat

plait

crimp

روی هم قرار دادن پارچه‌ها برای جمع کردن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

خرید اشتراک فست دیکشنری

تای شلوار

the crease in trousers

او نقشه را در امتداد تا باز کرد.

He unfolded the map along the fold.

حرف اضافه حرف ربط
فونتیک فارسی / taa /

till, until, unless, if

till

until

unless

if

تا زمانی که

تا او را تحت‌فشار قرار ندهم، به کلاس زبان نمی‌رود.

She won't go to the English class unless I twist her arm a little.

تا هنگام پیروزی در نبرد (در اینجا) خواهیم ماند.

We shall abide till the battle is won.

حرف اضافه حرف ربط
فونتیک فارسی / taa /

until, to, up to, up to the time of

until

to

up to

up to the time of

تا زمان معین

صبر کن تا همه‌ی مهمانان جمع شوند (بیایند).

Wait until all the guests are assembled.

تا آن روز هرگز به درون بیمارستانی گام ننهاده بود.

Up to that day, she had never set foot inside a hospital.

نمونه‌جمله‌های بیشتر

دستش را بلند کرد تا شاخه‌ها را از جلوی چشمان خود کنار بزند.

She raised her hand up to fend branches from her eyes.

حرف اضافه حرف ربط
فونتیک فارسی / taa /

to, up to, the distance of

to

up to

the distance of

تا مکان معین

او را تا فرودگاه همراهی کردم.

I attended him to the airport.

لیوان را تا اینجا پر کن.

Fill the glass up to here.

حرف اضافه حرف ربط
فونتیک فارسی / taa /

as soon as, upon, no sooner than

as soon as

upon

no sooner than

همین که

تا او را دید، گونه‌هایش سرخ شد.

As soon as he saw her his cheeks colored.

تا جسد را دید غش کرد.

Upon seeing the corpse she collapsed.

حرف اضافه حرف ربط
فونتیک فارسی / taa /

to, so that, in order to

to

so that

in order to

برای اینکه

او سخت کار می‌کند تا خانواده‌اش در رفاه باشند.

He labors hard so that his family can live comfortably.

او دشمنی خود را مخفی می‌کرد تا بتواند بهتر ضربه بزند.

He concealed his hostility in order to be able to strike better.

حرف اضافه حرف ربط
فونتیک فارسی / taa /

as much as, to much as

as much as

to much as

هر مقدار

خوراک دل‌پذیر بود و بچه‌های گرسنه تا می‌توانستند خوردند.

The food was delicious and the hungry kids stowed away as much as they could.

تا توانی دلی به‌ دست آور ...

win hearts as much as you can ...

اسم
فونتیک فارسی / taa /

match, one of a pair

match

one of a pair

مانند، جفت

برای این جوراب گمشده تایی پیدا نکردم.

I couldn’t find a match for this missing sock.

این دستکش تای همانی است که هفته‌ی گذشته خریدم.

This glove is one of a pair I bought last week.

اسم
فونتیک فارسی / taa /

another name for "t" in Persian

another name for "t" in Persian

حرف «ت»
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد تا

با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

مترادف:
متضاد:
مترادف:
راس لغایت مادام

سوال‌های رایج تا

تا به انگلیسی چی می‌شه؟

کلمه‌ی «تا» در انگلیسی until یا to ترجمه می‌شود.

«تا» یک واژه‌ی پرکاربرد در زبان فارسی است که معمولاً برای نشان دادن زمان، مکان، یا حد و مرز در جملات مختلف به‌کار می‌رود. این کلمه در معنای خاص خود می‌تواند به مفهوم پایان یا رسیدن به یک نقطه زمانی یا مکانی خاص باشد و به‌طور گسترده در ترکیب‌های مختلف در زبان فارسی استفاده می‌شود.

در معنای زمانی، «تا» به معنای رسیدن به یک نقطه خاص در زمان است. به‌عنوان مثال، وقتی می‌گوییم «تا ساعت ده شب»، یعنی اینکه اتفاق مورد نظر باید تا این زمان خاص رخ دهد. در این زمینه، «تا» بیانگر یک محدودیت زمانی است که نشان می‌دهد یک فعالیت یا وضعیت قبل از رسیدن به آن زمان خاص پایان خواهد یافت.

در معنای مکانی، «تا» به معنای رسیدن به یک مکان خاص یا ادامه مسیر تا رسیدن به نقطه‌ای مشخص است. مثلاً وقتی می‌گوییم «تا پارک برو»، یعنی شما باید مسیر خود را ادامه دهید تا به پارک برسید. در این زمینه، «تا» نقش هدایت مسیر را دارد و به شما می‌گوید که باید به نقطه مشخصی برسید.

علاوه بر این، «تا» در جملات شرطی نیز به‌کار می‌رود. به‌عنوان مثال، در جمله‌ی «تا وقتی که کارت تمام نشود، نمی‌توانی استراحت کنی»، «تا» نشان‌دهنده‌ی شرطی است که انجام یک کار باید به نتیجه برسد تا امکان انجام کار دیگری وجود داشته باشد. این ترکیب معمولاً در جملات شرطی یا زمانی استفاده می‌شود که عمل یا وضعیت به یک شرط یا پیش‌نیاز نیاز دارد.

در ترکیب‌های دیگر، «تا» به‌عنوان حرف ربط و برای نشان دادن نتیجه، هدف، یا پایان یک عمل نیز استفاده می‌شود. به‌عنوان مثال، در جمله‌ی «من تا صبح بیدار ماندم»، «تا» نشان‌دهنده‌ی ادامه‌ی وضعیت یا فعالیت به‌مدت مشخصی است.

همچنین، در ترکیب‌های مختلف، «تا» می‌تواند به‌طور استعاری برای اشاره به انتها یا حد یک وضعیت یا شرایط استفاده شود، مثلاً در جملاتی مانند «تا حدودی موفق شده‌ایم»، که در آن «تا» به معنای رسیدن به یک مرحله یا حد مشخص است.

ارجاع به لغت تا

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «تا» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/تا

لغات نزدیک تا

پیشنهاد بهبود معانی