a word indicating (means: unit, number)
a word indicating
دو تا از دانشجویان دختر اهل مصر بودند.
Two of the coeds were from Egypt.
سه تا از بزرگترینها
the big three
fold, crease, tuck, pleat, plait, crimp
fold
crease
tuck
pleat
plait
crimp
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
تای شلوار
the crease in trousers
او نقشه را در امتداد تا باز کرد.
He unfolded the map along the fold.
till, until, unless, if
till
until
unless
if
تا او را تحتفشار قرار ندهم، به کلاس زبان نمیرود.
She won't go to the English class unless I twist her arm a little.
تا هنگام پیروزی در نبرد (در اینجا) خواهیم ماند.
We shall abide till the battle is won.
until, to, up to, up to the time of
until
to
up to
up to the time of
صبر کن تا همهی مهمانان جمع شوند (بیایند).
Wait until all the guests are assembled.
تا آن روز هرگز به درون بیمارستانی گام ننهاده بود.
Up to that day, she had never set foot inside a hospital.
دستش را بلند کرد تا شاخهها را از جلوی چشمان خود کنار بزند.
She raised her hand up to fend branches from her eyes.
to, up to, the distance of
to
up to
the distance of
او را تا فرودگاه همراهی کردم.
I attended him to the airport.
لیوان را تا اینجا پر کن.
Fill the glass up to here.
as soon as, upon, no sooner than
as soon as
upon
no sooner than
تا او را دید، گونههایش سرخ شد.
As soon as he saw her his cheeks colored.
تا جسد را دید غش کرد.
Upon seeing the corpse she collapsed.
to, so that, in order to
to
so that
in order to
او سخت کار میکند تا خانوادهاش در رفاه باشند.
He labors hard so that his family can live comfortably.
او دشمنی خود را مخفی میکرد تا بتواند بهتر ضربه بزند.
He concealed his hostility in order to be able to strike better.
as much as, to much as
as much as
to much as
خوراک دلپذیر بود و بچههای گرسنه تا میتوانستند خوردند.
The food was delicious and the hungry kids stowed away as much as they could.
تا توانی دلی به دست آور ...
win hearts as much as you can ...
match, one of a pair
match
one of a pair
برای این جوراب گمشده تایی پیدا نکردم.
I couldn’t find a match for this missing sock.
این دستکش تای همانی است که هفتهی گذشته خریدم.
This glove is one of a pair I bought last week.
another name for "t" in Persian
another name for "t" in Persian
کلمهی «تا» در انگلیسی until یا to ترجمه میشود.
«تا» یک واژهی پرکاربرد در زبان فارسی است که معمولاً برای نشان دادن زمان، مکان، یا حد و مرز در جملات مختلف بهکار میرود. این کلمه در معنای خاص خود میتواند به مفهوم پایان یا رسیدن به یک نقطه زمانی یا مکانی خاص باشد و بهطور گسترده در ترکیبهای مختلف در زبان فارسی استفاده میشود.
در معنای زمانی، «تا» به معنای رسیدن به یک نقطه خاص در زمان است. بهعنوان مثال، وقتی میگوییم «تا ساعت ده شب»، یعنی اینکه اتفاق مورد نظر باید تا این زمان خاص رخ دهد. در این زمینه، «تا» بیانگر یک محدودیت زمانی است که نشان میدهد یک فعالیت یا وضعیت قبل از رسیدن به آن زمان خاص پایان خواهد یافت.
در معنای مکانی، «تا» به معنای رسیدن به یک مکان خاص یا ادامه مسیر تا رسیدن به نقطهای مشخص است. مثلاً وقتی میگوییم «تا پارک برو»، یعنی شما باید مسیر خود را ادامه دهید تا به پارک برسید. در این زمینه، «تا» نقش هدایت مسیر را دارد و به شما میگوید که باید به نقطه مشخصی برسید.
علاوه بر این، «تا» در جملات شرطی نیز بهکار میرود. بهعنوان مثال، در جملهی «تا وقتی که کارت تمام نشود، نمیتوانی استراحت کنی»، «تا» نشاندهندهی شرطی است که انجام یک کار باید به نتیجه برسد تا امکان انجام کار دیگری وجود داشته باشد. این ترکیب معمولاً در جملات شرطی یا زمانی استفاده میشود که عمل یا وضعیت به یک شرط یا پیشنیاز نیاز دارد.
در ترکیبهای دیگر، «تا» بهعنوان حرف ربط و برای نشان دادن نتیجه، هدف، یا پایان یک عمل نیز استفاده میشود. بهعنوان مثال، در جملهی «من تا صبح بیدار ماندم»، «تا» نشاندهندهی ادامهی وضعیت یا فعالیت بهمدت مشخصی است.
همچنین، در ترکیبهای مختلف، «تا» میتواند بهطور استعاری برای اشاره به انتها یا حد یک وضعیت یا شرایط استفاده شود، مثلاً در جملاتی مانند «تا حدودی موفق شدهایم»، که در آن «تا» به معنای رسیدن به یک مرحله یا حد مشخص است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «تا» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/تا