آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

تحفه به انگلیسی

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

اسم
فونتیک فارسی / tohfe /

present, gift, souvenir

present

gift

souvenir

ارمغان

از همدان برایم چندین تحفه آورد.

He brought me several gifts from Hamedan.

پدربزرگ به همه‌ی بچه‌ها تحفه داد.

The grandfather gave gifts to all of the children.

اسم
فونتیک فارسی / tohfe /

curio, gem, rarity, curiosity

curio

gem

rarity

curiosity

چیز بدیع و نفیس

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

شعر او بد است اما خیال می‌کند تحفه آورده است!

Her poem is bad, but she thinks she has produced a rarity!

ماه آبی تحفه‌ای آسمانی بود.

The blue moon was a celestial rarity.

پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد تحفه

با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

مترادف:
مترادف:
مترادف:

ارجاع به لغت تحفه

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «تحفه» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/تحفه

لغات نزدیک تحفه

پیشنهاد بهبود معانی