curio, gem, rarity, curiosity
curio
gem
rarity
curiosity
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
شعر او بد است اما خیال میکند تحفه آورده است!
Her poem is bad, but she thinks she has produced a rarity!
ماه آبی تحفهای آسمانی بود.
The blue moon was a celestial rarity.
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «تحفه» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/تحفه