new, novel, mint, newfangled
new
novel
mint
newfangled
آنان سعی میکنند نوعی آدمک تازه و غیرمعمول برای مسافرتهای فضایی بسازند.
They are trying to make a new, far-out kind of robot for space travel.
این تحقیق از دادههای تازه برای تحلیل استفاده کرد.
The research utilized mint data for analysis.
تجربهی تازه
a novel experience
fresh
fresh
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
هوای تازه برای سلامتی خوب است.
Fresh air is beneficial to one's health.
تأمین آب تازه برای سلامت عمومی حیاتی است.
Ensuring a fresh water supply is crucial for public health.
لوبیا سبز تازه یا لوبیا سبز کنسروی؟
Fresh or canned green bean?
recent, just, recently
recent
just
recently
دادههای تازه رشد اقتصادی را نشان میدهد.
The recent data suggests economic growth.
این تازه اول کار است.
This is just the beginning.
من تازه به گیاهخواری گرایش پیدا کردهام و هنوز درحال یادگیری دستورهای غذایی جدید هستم.
I’m a recent convert to vegetarianism and still learning new recipes.
yet, still, and yet
yet
still
and yet
در سالهایی که فناوری فضایی تازه در دوران ابتدایی خود بود.
During the years when space technology was still in its youth.
بسیاری از کشورهای درحال توسعه تازه به ثبات کامل اقتصادی نرسیدهاند.
Many developing nations have not achieved full economic stability yet.
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
کلمهی «تازه» در زبان انگلیسی به fresh ترجمه میشود.
واژهی fresh یکی از پرکاربردترین صفات در زبان انگلیسی است که بهمعنای نو، سرزنده، غیرکهنه، یا بهتازگی تولید یا دریافتشده به کار میرود. این واژه میتواند در توصیف مواد غذایی، هوا، احساسات، ایدهها و حتی افراد مورد استفاده قرار گیرد و بسته به بافت جمله، بار معنایی متفاوتی به خود میگیرد.
در توصیف مواد غذایی، fresh به معنای محصولی است که بهتازگی برداشت شده، پخته شده یا تهیه شده است و هنوز طراوت و کیفیت اولیهی خود را حفظ کرده. مثلاً اصطلاح fresh vegetables (سبزیجات تازه) یا fresh bread (نان تازه) اشاره به محصولاتی دارند که تازهچیده یا تازهپخته هستند و بدون مواد نگهدارنده یا پردازشهای طولانیمدت به دست مصرفکننده میرسند. در صنایع غذایی، تازگی نشانهی کیفیت، سلامت و طعم بهتر محصول است.
در حوزهی طبیعت و آبوهوا، fresh معمولاً در توصیف هوا یا محیطی بهکار میرود که تمیز، مطبوع و سرشار از اکسیژن است. برای مثال، fresh air (هوای تازه) اصطلاحی آشناست که معمولاً برای توصیف هوای بیرون شهر یا مناطق سرسبز و دور از آلودگی شهری بهکار میرود. همچنین، پس از باران یا در صبح زود، حس تازگی در هوا بیشتر احساس میشود که در انگلیسی با همین واژه توصیف میشود.
در زمینهی انسانی و روانشناختی نیز واژهی fresh کاربرد دارد. وقتی فردی بعد از خواب، استراحت یا تعطیلات به کار بازمیگردد، میگویند او feels fresh یعنی سرحال، باانرژی و آمادهی فعالیت است. همچنین، ایدهها یا طرحهایی که نوآورانه و متفاوتاند نیز به عنوان fresh ideas (ایدههای تازه) شناخته میشوند، که نشاندهندهی خلاقیت، نوآوری و دوری از کلیشههاست.
علاوه بر این، در برخی اصطلاحات محاورهای، واژهی fresh بار معنایی متفاوتی دارد. برای مثال، در زبان غیررسمی آمریکایی، اگر کسی gets fresh with someone، یعنی رفتاری بیادبانه یا گستاخانه انجام داده است. این کاربرد خاص از واژهی "تازه" به نوعی فاصله گرفتن از معنای اصلی آن و استفادهی استعاری محسوب میشود که در تعاملهای اجتماعی یا حتی طنزآمیز مشاهده میشود.
واژهی fresh یکی از صفتهایی است که با دامنهی معنایی وسیع، در توصیف چیزهای نو، سالم، سرزنده یا متفاوت به کار میرود. همین تنوع کاربرد باعث شده است که در ادبیات، تبلیغات، گفتار روزمره و حتی علوم، جایگاه ویژهای داشته باشد و نقش کلیدی در انتقال حس طراوت، نوگرایی و کیفیت ایفا کند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «تازه» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/تازه