آیکن بنر

متاسفانه به علت قطعی اینترنت برخی امکانات در دسترس نیستند

متاسفانه به علت قطعی اینترنت برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: سه‌شنبه ۱۲ فروردین ۱۴۰۴

    مثل به انگلیسی

    معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

    اسم
    فونتیک فارسی / masal /

    adage, proverb, saying, saw, maxim

    adage

    proverb

    saying

    saw

    maxim

    ضرب‌المثل

    مثل معروفی به ما می‌آموزد که در زمان‌های سخت صبور باشیم.

    A well-known proverb teaches us to be patient in difficult times.

    مثلی قدیمی وجود دارد که زمان تمام زخم‌ها را درمان می‌کند.

    There's an old saying that time heals all wounds.

    اسم
    فونتیک فارسی / masal /

    example, examplar, instance, sample, model, dictum, illustration

    example

    examplar

    instance

    sample

    model

    dictum

    illustration

    مثال، نمونه

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    خرید اشتراک فست دیکشنری

    او در ارائه‌اش مثلی عالی ارائه داد.

    She gave an excellent example during her presentation.

    طراح مد مثلی از مجموعه‌ی جدید را ارائه داد.

    The fashion designer presented a sample of the new collection.

    اسم قید
    فونتیک فارسی / mesl /

    like, likeness, akin, ilk, as, similar to, accordingly, a la, up

    like

    likeness

    akin

    ilk

    as

    similar to

    accordingly

    a la

    up

    مانند، مشابه

    گونه‌های او مثل گل سرخ بودند.

    Her cheeks were like roses.

    روشن مثل روز

    as clear as day

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    مثل مردن و دوباره زنده شدن بود.

    It was akin to dying and becoming alive again.

    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد مثل

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    الگو تالی جفت جور داستان زبانزد شبه شبیه عدیل قبیل قرین کفو مانند مشابه نظیر نمونه همال همانند همتا
    مترادف:
    حکم فرمان
    مترادف:
    تصویر تمثال
    مترادف:
    مثل‌ها
    مترادف:
    حکایت افسانه قصه
    مترادف:
    پند اندرز
    مترادف:
    عبرت
    مترادف:
    ضرب‌المثل
    مترادف:
    مثال نمونه
    مترادف:
    حالت وضعیت

    ارجاع به لغت مثل

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «مثل» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/مثل

    لغات نزدیک مثل

    • - مثبت گرایی
    • - مثقال
    • - مثل
    • - مثل آجر
    • - مثل آدم بالغ
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.