commercial office
commercial office
حجرهی کنار نانوایی ماههاست که خالی مانده است.
The commercial office next to the bakery has been vacant for months.
آنها حجره را به فروشگاه کوچکی تبدیل کردند.
They converted the commercial office into a small retail shop.
cell, chamber
cell
chamber
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
راهب سالها را در حجرهی کوچک خود گذراند.
The monk spent years in his small cell.
او قبلاز خواب در حجرهاش را قفل کرد.
He locked the door of his chamber before sleeping.
شکل درست و معیار این واژه «حجره» است. «حجره» به معنای اتاق کوچک یا حجرهای در بازار یا خانه است و در زبان فارسی به همین صورت نوشته میشود. نوشتن آن به صورت «هجره» نادرست است و در منابع معتبر فارسی پذیرفته نشده است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «حجره» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/حجره