pertaining to a limit or border
pertaining to a limit or border
آزمون مقایسهای حدی
limit comparison test
او سربازان پیشین را در نواحی حدی ساکن کرد.
He planted former soldiers in border regions.
حقوق threshold (of criminality), limit (of crime)
threshold
limit
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
قانون جرم حدی را در مورد سرقت تعیین میکند.
The law defines the limit of crime regarding theft.
دادگاه در تصمیم خود، جرم حدی را در نظر گرفت.
The court considered the threshold of criminality in its decision.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «حدی» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/حدی