vanities of the world, mammon
vanities of the world
mammon
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
او حطامهایی را جمع کرد؛ در امید به ساختن چیزی تازه.
She gathered the vanities of the world, hoping to rebuild something new.
کارخانهی متروکه پساز آتشسوزی به حطامی تبدیل شد.
The abandoned factory turned into a pile of mammon after the fire.
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «حطام» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/حطام