شکل مفرد این لغت: حادثه
events, accidents, happenings, occurrences, goings-on, casualties, incidents
events
accidents
happenings
occurrences
goings-on
casualties
incidents
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
آینده آبستن حوادث خطرناکی است.
The future is pregnant with dangerous events.
آمار روزانهی حوادث اتومبیل
a daily tally of car accidents
این رمان دارای قسمتهای مختلف است و حوادث گوناگون خوب با هم جور نیستند.
This novel is episodic and the various incidents do not hang together well.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «حوادث» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/حوادث