آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: چهارشنبه ۹ مهر ۱۴۰۴

    وقایع به انگلیسی

    معنی

    فونتیک فارسی / vaghaaye' /

    events, incidents, proceeding

    events

    incidents

    proceeding

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار اندروید فست دیکشنری
    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد وقایع

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    اتفاقات حوادث سوانح عوارض

    سوال‌های رایج وقایع

    وقایع به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «وقایع» در زبان انگلیسی به events ترجمه می‌شود.

    «وقایع» جمع واژه‌ی «واقعه» است و در زبان فارسی برای اشاره به رویدادها، حوادث یا اتفاقاتی به کار می‌رود که در یک زمان و مکان مشخص رخ داده‌اند. این کلمه بار معنایی جدی و رسمی دارد و بیشتر در متون تاریخی، ادبی، حقوقی و گزارش‌های رسمی دیده می‌شود. هنگامی که می‌گوییم «وقایع تاریخی قرن بیستم»، منظور مجموعه‌ای از رویدادهای مهم و اثرگذار در آن دوره است. بنابراین «وقایع» بیش از آن‌که به رخدادهای عادی و روزمره اشاره کند، غالباً برای بیان حوادثی با اهمیت یا تاثیر خاص به کار می‌رود.

    از منظر تاریخی، «وقایع» یکی از کلیدواژه‌های مهم در متون نگارشی قدیم بوده است. مورخان، نویسندگان و پژوهشگران از این واژه برای ثبت و شرح رویدادهای مهم استفاده می‌کردند. به همین دلیل، بسیاری از کتاب‌های تاریخی یا ادبی با عنوان‌هایی مانند «وقایع‌نامه» یا «تاریخ وقایع» نوشته شده‌اند. این کاربرد نشان می‌دهد که «وقایع» نه‌تنها واژه‌ای برای اشاره به اتفاقات، بلکه ابزاری برای ثبت حافظه‌ی جمعی و انتقال تجربیات نسل‌ها بوده است.

    از نظر زبانی، «وقایع» بار معنایی سنگینی دارد و با واژه‌های خنثی‌تری مثل «اتفاقات» یا «جریان‌ها» تفاوت می‌کند. وقتی از «وقایع» استفاده می‌کنیم، نوعی رسمیت و اهمیت به جمله افزوده می‌شود. برای مثال، جمله‌ی «وقایع اخیر شهر مورد بررسی قرار گرفت» لحنی رسمی‌تر و جدی‌تر نسبت به «اتفاقات اخیر شهر» دارد. همین تفاوت باعث شده که این واژه در زبان نوشتاری و رسمی جایگاه ویژه‌ای پیدا کند، در حالی که در گفتار روزمره کمتر شنیده می‌شود.

    در ادبیات، «وقایع» نقشی توصیفی و روایی دارد. نویسندگان و شاعران از این واژه برای روایت داستان‌ها و شرح حوادثی بهره برده‌اند که گاه واقعی و گاه خیالی‌اند. به‌کارگیری این واژه در متن‌های ادبی، فضایی رسمی و گاه تراژیک ایجاد می‌کند و به مخاطب حس اهمیت و جدیت موضوع را منتقل می‌نماید. بنابراین، «وقایع» در ادبیات علاوه بر معنای لغوی، نقش زیبایی‌شناختی و تأثیرگذار نیز ایفا می‌کند.

    «وقایع» واژه‌ای است که میان تاریخ، ادبیات و زبان روزمره پلی ارتباطی برقرار می‌کند. این کلمه هم ثبت‌کننده‌ی رخدادهای گذشته است، هم توصیف‌گر لحظات حال و هم یادآور اهمیت توجه به آنچه در آینده رخ خواهد داد. «وقایع» به ما کمک می‌کند تا زندگی فردی و جمعی را در قالب داستان‌ها، گزارش‌ها و خاطرات بهتر بفهمیم و از آن‌ها درس بگیریم. به همین دلیل، این واژه در زبان فارسی نه‌تنها یک ابزار زبانی، بلکه نمادی از حافظه‌ی انسانی و جمعی به شمار می‌آید.

    ارجاع به لغت وقایع

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «وقایع» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/وقایع

    لغات نزدیک وقایع

    • - وقار
    • - وقار آمیز
    • - وقایع
    • - وقایع متقابل
    • - وقایع نامه
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.