آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

درسته به انگلیسی

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

صفت
فونتیک فارسی / doroste /

عامیانه whole, entire, complete

whole

entire

complete

تمام‌وکمال

یک گوسفند درسته را به سیخ کشیدند.

They spitted a whole lamb.

داده‌های ارائه‌شده درسته و دقیق هستند.

The data provided is complete and accurate.

قید
فونتیک فارسی / doroste /

wholy, completely, in one piece

wholy

completely

in one piece

یکپارچه

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام

معما توسط تیم درسته حل شد.

The puzzle was completely solved by the team.

ساختمان درسته بازسازی شد.

The building was wholy renovated last year.

پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت درسته

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «درسته» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/درسته

لغات نزدیک درسته

پیشنهاد بهبود معانی