عامیانه whole, entire, complete
whole
entire
complete
یک گوسفند درسته را به سیخ کشیدند.
They spitted a whole lamb.
دادههای ارائهشده درسته و دقیق هستند.
The data provided is complete and accurate.
wholy, completely, in one piece
wholy
completely
in one piece
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
معما توسط تیم درسته حل شد.
The puzzle was completely solved by the team.
ساختمان درسته بازسازی شد.
The building was wholy renovated last year.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «درسته» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/درسته