قدیمی elegy, mourning
elegy
mourning
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
او برای پدربزرگ مرحومش رثا نوشت.
He wrote an elegy to honor his late grandfather.
پساز حادثهی ناگوار، فضا پر از رثا شد.
Mourning filled the air after the tragic event.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «رثا» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/رثا