to pass away, to die, to decease, to expire, to perish
to pass away
to die
to decease
to expire
to perish
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
مادرم نه سال پیش رحلت کرد.
My mother died nine years ago.
پیامبر در ماه صفر رحلت کرد.
The Prophet passed away in the month of Safar.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «رحلت کردن» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/رحلت کردن