آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

سر به سر گذاشتن به انگلیسی

معنی‌ها

badger, bait, bother, bug, chivvy, chivy, nettle, trouble

badger

bait

bother

bug

chivvy

chivy

nettle

trouble

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

عامیانه needle

needle

پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت سر به سر گذاشتن

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «سر به سر گذاشتن» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/سر به سر گذاشتن

لغات نزدیک سر به سر گذاشتن

پیشنهاد بهبود معانی